به نام خداوند عاشق
یک روز از اون روز های سرد توی یک گوشه ای از دنیای سخت دوتا جوون بودن تویه قلب آخه قلباشون ساده تر از این حرفها بود امیدخیلی رویایی بود،رویا هم خیلی امید داشت.اونا خیلی خوش بخت و خوشحال بودن اما محیط اونا رو هنوز با هم نپذیرفته بود به همین خاطر یک کمکی جسماشون از هم دور بودوسایه هاشون کم تر به هم می خورد.حاضر بودن خیلی چیزا رو نداشته باشندودست به خیلی کارا بزنند که با هم باشند آخه اونا مال همدیگه بودن و جزخدا هیچکس اونا رو نمی تونست ازهم جدا کنه تا یک روز از اون روزا بعد تحمل کلی مسائل و مشکلات ، حرف وحدیث بلاخره رویای امید، رنگ حقیقت رو به خودش میگیره وچون دیدن به غیر از این راه راه دیگه ای ندارند، محیط اونا رو با هم پذیرفته ، دوتا قلب ساده و مهربونو به هم زده بودند.اون دوتا قلب مهربون و ساده مثل قلب خیلی هاتون پاک وگرم بوده تا وقتی رفتن توی محیط بزرگتر به خیلی چیزا بر خوردن که می تونست دمای قلب گرم و مهربونشونو کمترکنه ولی نشد که نشد. تا یکی از این روزهای سرد وسخت، تو بیابون بی عاطفه دو سه تا رعدوبرقی که تو آسمون خیلی کمه اومده بود توآسمون آبی اونا وبهشون مهر نامحرمی و دزدی از هم رو بهشون زده اخه اونا هم چیزی برا اثبات هم داشتن ولی متاسفانه مهلتی برای این کار بهشون داده نشده اخه اون روز از اون روزا بوده امید هم رو همین موضوع میره بحثش میشه تا بیاد به خودش بجنبه سوء تفاهمی میشه و کار به زد و خورد کشیده میشه که رویا هم تو این دنیای نا مرد برای دفاع از امیدش میره ولی بی فایده بود امید هم از یکی دوتا از این رعدها بر میاد ای کاش که بر نمیومد قافل ازاینکه رعدوبرق پشت هم اومد و امیدو زد و برد. سرتونو درد نیارم بعدچند وقت یه اسمون سیاه با رعد هاش اومدن با طومارسیاه که برای امید آماده کرده بودند خودشون بریدن و دوختن.اره امید به جرم ....به دار آویخته شده .این وسط برای رویا این دنیا امید ، رویا شده وامید هم، امید پیدا کرده که تو اون دنیا با امید، به رویا برسه.
این داستان بر اساس واقعیت بر گرفته شده.
خدای من...............
من اعتراض دارم. من به این کارت اعتراض دارم.
خدای من چرا......؟
چرا یکی تا خرخره سیره یکی داره برای حتی یک لقمه نون تلف می شه؟.......
خدای من .خدای من .
گیرنده عکسهای زیر برنده بهترین عکس مستند جهان در سال ۲۰۰۵ شده که بعد
یک سال بعد از دیدن این مسائل دست به خود کشی زده.
اونم به درد اوده........
خدای من تمومش کن خواهش می کنم تمومش کن دیگه طاقتشو ندارم.
شاید آن جمعه بیاید.........
شاید.





خوب نظرتون چیه؟ .........
